تبليغاتX
سکوت - 2....افق روشن.....

سکوت

آره.. هیشکی ندیده..من که دیدم..تو که دیدی ..این قصه عشق ..و من شنیدم.. توشنیدی

2....افق روشن.....

 

2...........افق روشن.........

روزي كه ما دوباره كبوترهايمان را پيدا خواهيم كرد.

و مهرباني دست زيبايي را خواهد گرفت.

روزي كه كم ترين سرود

بوسه است

و هر انسان

براي هر انسان

برادري ست.

روزي كه ديگر درهاي خانه شان را نمي بندند

قفل

افسانه اي ست

و قلب

براي زندگي بس است.

روزي كه معناي هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرين حرف دنبال سخن نگردي.

روزي كه آهنگ هر حرف

زندگي ست

تا من به خاطر آخرين شعر رنج جست و جوي قافيه نبرم.

روزي كه هر لب ترانه اي ست

تا كم ترين سرود بوسه باشد.

روزي كه تو بيايي براي هميشه بيايي.

و مهرباني با زيبايي يكسان شود

روزي كه ما دوباره براي كبوتر هايمان دانه بريزيم....

و من آن روز را انتظار مي كشم

حتي روزي

كه ديگر

نباشم.

 

_ احمد شاملو _

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 7:7 بعد از ظهر  توسط الناز و ساناز  |